آدم زبان نفهم

هشتم دی ماه سالگرد ازدواجمون بود اصلاً خودم هم یادم رفته بود گلی که همسر برا تولدم خریده هنوز خشک نشده خُب انتظاری هم ندارم که یادش بمونه اینهمه مشکلات و گرفتاری هست آدم کدومُ یادش باشه .. چند روز پیش به واسطه ی یه موضوع الکی اعصابم بهم ریخت الان میگم براتون ..پسر کوچیکه زنگ زد که خانم صاحبخونه زنگ زده کلی بد و بیراه بهش گفته گفتم واسه چی گفت نمی دونم میگه کنتور گاز رو خراب کردی؟ گفتم مگه دست زدی به کنتور گفت اصلاً نمی دونم کجاست؟ برا چی باید دست بزنم؟؟ منم زنگ زدم به خانمه و ازش خواستم که جریان رو برام تعریف کنه این روزها که پسرم امتحان داره و باید آرامش داشته باشه چرا باید این کارُ بکنه ؟ خیلی محترمانه ازش پرسیدم در جواب خیلی سرو صدا کرد که آره من 25 ساله اینجا می شینم کنتورم سالم بوده مأمور اومده گفته کنتورت خراب شده کار نمی کنه و .. گفتم خُب آدم هم میفته میمیره هر چیزی یه بازه ی مصرفی داره خُب این وسط نقش پسر من چیه؟ میگه نه اون حتماً دست زده یا بهش خورده یا لباسش رو روش پهن کرده و از این چرندیات .. گفتم خانم محترم کل گازکشیه خونتون رو با کنتورت عوض کن من هزینه اش رو میدم به پسرم کاری نداشته باش این روزها امتحان داره .. دیدم اصلاً نمی فهمه میگه این کنتور یادگار شوهرمه جنسش چدنه الان کنتور جدید بگیرم جنسش حلبه و .. گفتم خُب یشنهادت چیه .. سر و صدا کرد و نفرین و ال و بل  دیدم اصلاً منطق حالیش نیست از بیخ عربه .. سه ساعت باهاش حرف زدم بی نتیجه سرم داشت منفجر می شد به پسر کوچیکه چیزی نگفتم فقط گفتم امشب این کنتور مورد داره خطرناکه نرو خونه برو خونه ی یکی از فامیلای بابات تا درست شه اونم قبول کرد .. گفت میرم پیش یکی از دوستام .. بعد به خانمه زنگ زدم گفتم از بس سرو صدا کردی و غر زدی پسرم گفته من خونه نمی رم اگه بلایی توی شهر غریب سرش بیاد کنتورت که سهله میام اونجا خونتُ  رو سرت خراب می کنم .. می دونم بدجنسی کردم ولی به خدا اصلاً منطق سرش نمی شد حتی بهش گفتم من با پسرم هم دعوا می کنم می گفت دعوای تو کنتورم رو درست می کنه می گفتم من بیست روز دیگه میام خسارتت رو میدم برات کنتور چدن پیدا می کنم .. هر چی من کوتاه میومدم اون می پرید سر شاخه .. خلاصه با این ترفند آرووم شد .. تلفن رو که قطع کردم خودش زنگ زد آره من زیادی عصبانی شدم بگو پسرت برگرده خونه من کاری به کارش ندارم و .. آخه زن مؤمن بر فرض که پسر من یه چیزی رو خراب کرده تو پول پیش واسه همین گرفتی خُب بگو اینقدر خسارت زدی به خونم منم چشمم کور دندم هم نرم میدم بهت دیگه آبروریزی نداره .. با خودم گفتم خدایا شکرت حداقل با کسی که زندگی می کنم حرف حساب رو می فهمه یعنی با همچین زنی زندگی کردن مساوی با مرگه به خدا ..بعدش زنگ زدم به پسرکوچیکه گفتم این خانم زنگ زده عذرخواهی کرده گفته من اعصابم خورده شوهر ندارم ترسیدم درست نشه و از این حرفها گفتم دیدیش سلام میدی اگه چیزی گفت جواب نمی دی وگرنه شیرم رو حلالت نمی کنم گناه داره بزرگتره احترامش لازمه و .. روز بعد دوباره خانم زنگ زده آره مأمور اومده گفته چیزیش نیست و درست کرده و گفته کسی دست نزده .. هیچی نگفتم ...من معتقدم برای هر مسئله ای لازم نیست دعوا کنن آدمها.. تو دعوا دو طرف هم بازنده ان آخه دعوا کار آدم نیست خدا عقل و منطق واسه چی داده به بشر؟ امروز رفته بودم یه دوره تندخوانی نمی دونم تأثیر داره یا نه ؟ ولی خوب بود کلی مسخره بازی در آوردیم و خندیدیم .. یه ترفند برای تندخوانی و فعال کردن دو طرف مغز یاد داد اونم این بود که با دست چپ بنویسیم از ظهر تا حالا هر چی می خوام بنویسم با دست چپ می نویسم .. نمی دونم مؤثره یا نه؟ یه فن آشپزی هم تو کلاس یاد گرفتم گفتم به شما هم بگم البته همتون استادید و آشپز .. یه خانمه می گفت یه بسته جوپرک بخرید آسیاب کنید و تو همه ی خورشت هاتون بریزید هم غلیظ می کنه غذا رو هم خوشمزه و هم باعث پرپشتی مو میشه و ویتامین ب به بدن می رسونه .. نمی دونم والله حالا انجامش ضرر نداره نیشخند

/ 10 نظر / 42 بازدید
رها

چه برخورد خوبی داشتین کاملا منطقی و درست. راستی سالگرد ازدواجتون مبترک . زندگی های موفق وقتی تعداد سال ها زیاد میشه ارامش روز به. روز بیشتر میشه. ارامشتون روز به روز بیشتر بشه انشالله

نرگس

هميشه بايد با اين جور ادما مثل شما برخورد كرد تا متوجه كارشون بشن موفق باشي مريم جون از نكته ها هم ممنون

بهین

سالگرد ازدواجتون مبارک اگه همسر فراموش کرده ناراحت نشو همسر من روز زن را فراموش نمیکنه چون از تی وی یا دیگران مشنوه ولی گاهی سالگرد ازدواجمونو فراموش میکنه......وای امان از ادم بیمنطق باز خوبه متوجه شد

آشتی

یعنی مردم اینقدر شوهرهاشونو دوست دارند که ازشون، کنتور چدنی به یادگار برمیدارند؟؟؟؟؟؟؟؟ اونی که باید خدا رو شکر کنه، شوهرته که همیچین زنی نصیبش شده و همچون زنی نصیبش نشده!!!!!! چه راه های خوبی. انجامش میدم و مرسی که به ما هم گفتی. برم ببینم مهدی بهم کنتور چدنی یادگاری میده یا نه!!!!!!![قهقهه]

موژان

سالگرد ازدواجتون مبارک عزیزم چه خوب که شما باهاش اونجوری برخورد کردین ان شالله که پسرت زودتر درسش تموم بشه تا خیال شما راحت بشه مراقب خودت باش گلم [ماچ]

سپیده

سلام ...برای پست تولدتون کامنت تبریک گذاشتم که انگار چون با گوشی بوده ثبت نشده ..پس اینجا هم تولدتون هم سالگرد ازدواجتون خیلی مبارک[لبخند] از صابخونه و دعواشو عصبانیتش چیزی نگم بهتره [خنثی] اتفاقا درباره کوتاه اومدن توی دعواها داشتم پست مینوشتم ... [گل]

بهین

مریم جون چه مثال کوزه و سنگ جالب بود تاحالا نشنیده بودم بقول اشتی عزیز کنتور چدنی هم مگه یادگاری میشه حالا اگه مابودیم میانداختیم دور ....شاید شوهره چیزی بعنوان هدیه بهش نداده اینم چسبیده باین کنتوره......خیلی بامزه بود

مامان خانومی

چه کلک خوبی بهش زدی . بعضی ها واقعا حقشونه . سالگرد تولد و ازدواجتون مبارک

سیما

خوشحال شدم نوشته هات رو دیدم . چقدر پرانرژی و مهربون م ینویسی. در دو دور خوش بگذره. بهترین کار رو میکنی. همیشه به خوشی. و سلامتی. شاد باشی مریم کلی.