عشق موهبتی الهی است قدرش را بدانیم و در زندگیمان جاریش سازیم

زندگی باید تؤام از عشق و خواستن باشه بعضی ها فکر می کنن دوست داشتن یعنی این که طرف مقابل هر چی که تو می خوای رو انجام بده .. همونی بشه که تو می خوای ولی به نظر من این یعنی اسارت .. باید اگه واقعا" کسی رو دوست داری همونجوری که هست بپذیریش نه همونجوری که می خوای ...برای یک زندگی خوب ، داشتن یه دید نسبتا" یکسان نسبت به زندگی و دیگر مفاهیم مرتبط به آن لازم و ضروریه .. بعضی ها دوست داشتن ُ شاید بلد نیستند ولی هرچه هست به خاطر فرزندانمان هم که شده زندگی رو لبریز کنیم از عشق از خنده از خواستن ... 

عشق چیزی است که همه ما خواهان ان هستیم و بعبارتی تشنه آن هستیم. عشقی که بدون ان زندگی مفهوم و معنایی ندارد و تنها تظاهری بیش نیست. انسان بدون عشق همانند انسانی کور است. همانند پرنده ای بی بال و پر. همانند تاریکی مطلق است؛ تاریکی که حتی یک ستاره نیز در ان سوسو نمی زند. انسان بدون عشق در غم و بیچارگی و ناامیدی بسر خواهد برد. عشق زیباترین تجربه زندگی است،  تنها دروازه ای است  که همیشه بسوی خداوند گشوده است. عشق برترین و شورانگیز ترین احساس و ارمان بشری است. احساسی شیرین و لذت بخش  که سرمستی خاص خود را به ارمغان می اورد.عشق زیباترین گنجینه هاست. عشق زندگی است و زندگی خاکی است که گلهای سرخ عشق در ان شکوفا می شود. و انچه می ماند و هرگز نمی میرد عشق است. و زندگی تا زمانی که عشق است، سرشار و آکنده از وجد و سرور و شعف و شادی است و دستخوش خطا نمی گردد. پائولو کوئیلیو در کتاب " عطیه برتر رساله ای درباره عشق" که قطعه ای بسیار زیبا از رساله پولس قدیس ( یکی ار بزرگترین رسولان و مبلغان مسیحی است) به قرنتیان است، می گوید."

 " اگر به زبان مردم و فرشتگان سخن گویم و عشق نداشته باشم،

 به نحاس صدا دهنده و سنج فغان کننده مانند شده ام.

 اگر صاحب عطیه پیشگویی باشم و

 آگاه باشم بر تمام اسرار و بر تمامی دانش ها؛

 اگر ایمانم چنان کامل باشد، تا ان جا که کوه ها را جا به جا کنم،

 و عشق نداشته باشم، هیچم.

 و اگر تمامی اموالم را میان فقیران تقسیم کنم

 و اگر بدن خود را به اتش بسپارم، اما عشق نداشته باشم،

هیچ حاصلی به دستم نیست.

 عشق بردبار است،

 عشق مهربان است،

 در اتش حسد نمی سوزد،

 کبر ندارد، غرور ندارد،

 اطوار ناپسندیده ندارد،

 نفع خویش را خواهان نیست،

 خشم نمی گیرد، سوء ظن ندارد،

از ناراستی شاد نمی شود، اما با راستی به شعف می اید .

در همه چیز صبر می کند، همه را باور می کند،

 همواره امیدوار است و همواره، بردبار. عشق هرگز نابود نمی شود.

اما پیشگویی ها نیست می شوند و زبان ها پایان می یابند و دانش زایل می شود.

زیرا دانش و پیشگویی ما جزئی است،

 اما ان گاه که کامل بیابد، جزئی نابود خواهد شد.

 ان گاه که طفل بودم همچون طفلی سخن می گفتم و احساسم کودکانه بود،

 ان گاه که مرد شدم، کارهای کودکانه را ترک گفتم.

چرا که اکنون در آئینه می بینم، معماوار،

 و در ان هنگام، چهره به چهره می بینم اش.

 اکنون دانش جزیی دارم،

 و در ان هنگام خواهم شناخت، همان گونه که شناخته شده ام.

 اینک اما سه چیز می ماند:

 ایمان، امید و عشق. اما برترین ان ها، عشق است."

 عشق یعنی شکوفا شدن، رشد کردن، بالیدن، متولد شدن و متبلور شدن. بزرگترین موهبت الهی زندگی است؛ زندگی که سرشار و اکنده از عشق است. با عشق می روید ، با عشق می بالد, و با عشق رشد میکند و شکوفا می شود. و عشق همچون دانه ای است که در دل خاک زندگی متبلور می شود.هر لحظه زندگی باید وقف عشق شود تنها در این صورت است که زندگی معنایی ژرف و عمیق می یابد. عشق در نهان و ضمیر همگان وجود دارد تنها کافی است این عشق را از حالت بالقوه به بالفعل دراورد. امروزه ما چنان در زندگی دنیوی خود غرق گشته ایم که از زندگی معنوی و روحانی که اکنده از عشق است غافل گشته ایم. زندگی دنیوی و معنوی انسان باید توام با هم رشد کند و شکوفا شود. عشق تنها پل ارتباطی میان انسان و خداوند و دیگران است. تنها زورقی است که انسان را از این کرانه رود به کرانه دیگر سوق می دهد.

 انسان بدون عشق در کویر سوزران و خشک و بی اب و علف ناامیدی زندگی میکند چرا که تنها با نور عشق و ایمان است که انوار امید و شادی وارد زندگی می شوند. تنها عشق است که باعث متعالی شدن و الهی شدن انسان ها می شود. با عشق می توان به اقلیم خداوند سفر نمود. عشق تنها شاه کلید تمام مشکلات است. اوشو در این باره این چنین زیبا می گوید:

" به عشق فکر کنید، هر چه می توانید بیشتر و بیشتر ان را احساس کنید و هر عملی  که انجام می دهید را اغشته به عشق کنید و بزودی به شاه کلیدی دست پیدا خواهید کرد که تمامی قفل های هستی را به رویتان می گشاید. ولی این تنها هنگامی میسر است که انسان در طریق عشق قرار گرفته باشد. ما زاده شده ایم که عشق بورزیم و مورد عشق ورزی قرار بگیریم."

متأسفانه انسان امروز با ولعی سیری ناپذیر دائما در حال خواستن این چیز و ان چیز هستیم و چنان در تعلقات و دلبستگی های خود غوطه ور گشته ایم که دیگر حتی روزنه ای برای تابش نور عشق در قلب خود احساس نمی کنیم. نوع کنونی زندگی،  دلهای ما را در سیطره و تسلط خود در اورده اند و بعبارتی بهتر و گوبا تر ما را استثمار کرده اند. در چنین دنیایی، که همگان غرق در تعلقات و مصنوعات هستیم و به کالایی مصرفی تبدیل شده ایم، فقدان عشق و معنویت و انسانیت بیش از پیش مشهود و اشکار است.

 فراموش کردن درون و توجه بیش از حد به به نوع زندگی کنونی، شاید اغراق نباشد اگر بگوییم که دلیل تمامی مشکلات و نگرانی های بشر امروزی است. در حقیقت انسان های مدرن امروزی توانایی درک عشق و دوستی را ندارند. و نیاز به معنویت و عشق ، امروزه بیش از پیش ضرورت دارد. باید یاد بگیریم که چگونه پذیرای دریافت عشق باشیم  و یا به دیگری این عشق را هدیه دهیم. باید یاد بگیریم که پذیرا و اماده باشیم و هنر عشق ورزیدن را بیاموزیم. در بسیاری از مواقع عشق در اطراف ما وجود دارد ولی ما پذیرای ان نیستیم. سعی می کنیم با خشم و حسادت، تصاحب و مالکیت و کینه و تنفر ان را از خود برانیم.

اوشو این عارف و فیلسوف بزرگ هندی در این باره می گوید:

" عشق پدیده ای است که همیشه از ماوراء جاری می شود. عشق چیزی نیست که انسان خود بتواند ان را بسازد. در نهایت انسان می تواند پذیرا باشد و ان را دریافت کند یا بسته باشد و ان را رد کند. انسان می تواند به ان " بله " یا " نه " بگوید. اگر به عشق " نه " بگوید در غم و بیچارگی باقی خواهد ماند و همیشه این نفس است که تمایل دارد " نه" بگوید. در صورتی که انسان به عشق " بله " بگوید، زندگی او تبدیل به شادی و جشن می شود. ولی برای گفتن به عشق باید " نفس " را زیر پا گذاشت."

 عشق تولد دوباره انسانهاست. معجزه ای که می میراند و دوباره زندگی می بخشد؛ زندگی ای کاملا متفاوت با گذشته. روحی است که دمیده میشود و زندگی می بخشد، چرا که انسان بدون عشق  تنها مرده ای زنده است و روحی  ندارد. اوشو میگوید:

 " عشق همانند پیکانی است که به قلب انسان نفوذ می کند. در واقع عشق باعث می شود انسان از انچه که هست بمیرد و تولدی دوباره را تجربه کند. عشق هم زهر است و هم نوشدارو...عشق چیزی نیست مگر شکوفا شدن دل آدمی، و شکوفه های دل انسان همگی سفید هستند. رنگ سفید تمامی رنگها را در خود دارد و زیبایی ان در همین است."

/ 3 نظر / 3 بازدید
بیمه میهن

سلام [لبخند] خوبید ؟ مژده از سراسر ایران بازاریاب می گیریم منتظر پیامتون هستم [گل]

معصومه حسینی(الهه ی اردیبهشت)

سلام عزیز دل. راسیتش من اصلا عشق رو قبول ندارم.هیچ کس تو این دورو زمونه صادق نست.هیچ کس...[چشمک] نمیدونم ولی خیلی دوست دارماااااااا[ماچ]

آسوده خاطرم که تو در خاطرِ منی/ گر تاج می‌فرستی و گر تیغ می‌زنی!/سعدی