جاده های نا امن یا راننده های ناشی یا آدمهای عجول

موقع رفتن به سفر و موقع برگشتن من واقعا" اذیت میشم وخصوصا" اگه چند تا ماشین با هم رفته باشیم و مخصوصا" اگه بابا و مامانم هم با ما باشن پدر ِ من 70 سالش ُِ و عشق رانندگی ُ داره همش دوست داره پشت ِ رُل بشینه و همه رو دلواپس کنه ..آخه من باهاش رفتم سفر از روی این دست اندازها و سرعتگیرها می پره اصلا" سرعتش ُ کم نمی کنه توی لاین سرعت آرووم میره و ... هرجا هم بهش میگی این کارُ نکن میگه نگران نباش فوقش جریمه می شم .. جالبِ وقتی هم که پلیس جریمه میکنه میگه زود بنویس هر چی می خوای همینقدر ریلکس و خونسرد نیشخندحتی خود پلیس هم خنده اش میگیره .. ولی خوب من این ُ قبول ندارم اینجور اشخاص برای دیگران ممکن ِ باعث دردسر و تصادف بشن ... توی این سفر هم من به شوشو می گفتم بره سوار ماشین بابام بشه و رانندگی کنه و پسر کوچیکه توی ماشین خودمون باشه اینجوری مامانم میومد تو ماشین ِ ما و می تونستیم تا می تونیم پشت سرِ عروسامون غیبت کنیم زبانالبته این ُ به شوخی گفتم نه من و نه مامانم اصلا" اینجوری نیستیم اگه هم مامانم بخواد چیزی بگه توجیه اش می کنم که همه همینجورن و ... اینا بهترین و گزیده ترین ِ که خدا بهمون داده و ...

      حالا دلیل نوشتن این پست ُ یه چیز دیگه است ... دیروز به خاطر یک حادثه بسیار متأثر شدم .. خانم یکی از همکارانمون روز یکشنبه توی جاده تصادف میکنه و جابجا میمیره این خانم معلم بود و 37 ساله و توی جاده ای تصادف می کنه که یک طرفه بوده و توی مسیر خودش میرفته که یه کامیون از فرعی بدون ایست وارد جاده میشه و این طفلی برای اینکه به کامیون نخوره میره می خوره به گاردریل وسط جاده و تموم ...خانمه برای ثبت نام دخترش که توی شهری نزدیک اینجا(50km) دانشگاه قبول شده بود  ، با ماشین رفته بود و موقع برگشتن این اتفاق افتاد ...آخه آدمها اینقدر بی ارزشند که به این راحتی مادر یک خانواده جونش ُ از دست بده .. دیروز عصری که رفتیم مراسم ختمش که توی خونشون برگزار شده بود اشکم دراومد خونه ای تمیز پرِ گل و مرتب که نشون میداد زندگی توش جاری بوده عشق جاری بوده .. حالا  دختر این خانم با دلی شکسته چه جوری بره درس بخوونه .. همه میگن تقدیره و از این حرفا ولی بخدا این نیست تقدیر این نیست سرنوشت این نیست این بی مسئولیتی ِ  این عدم مدیریت صحیح ِ  .. دلم خیلی پردرد شد .. بعد میان برای آدمهای کشورهای دیگه دلسوزی می کن که آره یکی اونجا مرده و ... آخه صبر و تحمل هم حدی داره .. جواب ِ خدا رو چه جوری میدن اینا .. مگه سؤال و جواب فقط از نماز و روزه و خمس و زکاته ؟ اینا حق الله است یا حق النفس از همه مهمتر حق الناس ِ انشاء الله خدا همه ی ما رو به را راست هدایت کنه ..انشاء الله روزی برسه که شاهد ماجراهایی از این دست نباشیم .. چشمم به همکارم که افتاد دلم سوخت براش .. سخته از هم پاشیدن یک زندگی .. سخته از دست دادن .. سخته بچه ها رو بی مادر بزرگ کردن .. ما که خودمون مادریم هنوز نیاز به مادر داریم ... ناراحتوای به روز اون بچه های طفلی .. خدایا مددی برسون ...

 

 

/ 6 نظر / 3 بازدید
رها

:(

معصومه حسینی(الهه ی اردیبهشت)

سلام ممنون از تبریکتون. مطلبتونم جالب بود.خدا پدر مهربونتونو هزار هزار سال براتون سالم نگه داره.در حق ما که روزگار خیلی زودبی وفایی کرد[گریه]

گیتی

کسی میخواهد برای زندگیش خسته کننده اش انگیزه ای پیدا کند وصدای خنده هاوگریه های کودکی سکوت کش دار وخسته خانه اش را بشکند 10 سال است برای رسیدن به این آرزو تمام راه های ممکن راامتحان کرده و به نتیجه نرسیده حالا دکتر بهش پیشنهاد کرده از طریق اهدا تخمک شاید این آرزو محقق شود و این دوست حاضر است از کسانیکه شرایط لازم را دارند با پرداخت مبلغی کمک بگیرد کسانیکه مایل به این کار هستند می توانند با تلفن 09360743916تماس بگیرند یا با مراجعه به وبلاگ اينجانب كسب خبر نمايند دوست عزيز جسارتا از وب شما كمك گرفتم يكي بخاطر روحيه اي بود كه در شما سراغ داشتم واينكه وب پر مخاطبي داري بهرحال اگر به اين نتيجه رسيدي كه جايش در وبلاگ شما نيست وآنرا نمايش ندهيد نظرم در مورد شما عوض نميشود .

گیتی

کسی میخواهد برای زندگیش خسته کننده اش انگیزه ای پیدا کند وصدای خنده هاوگریه های کودکی سکوت کش دار وخسته خانه اش را بشکند 10 سال است برای رسیدن به این آرزو تمام راه های ممکن راامتحان کرده و به نتیجه نرسیده حالا دکتر بهش پیشنهاد کرده از طریق اهدا تخمک شاید این آرزو محقق شود و این دوست حاضر است از کسانیکه شرایط لازم را دارند با پرداخت مبلغی کمک بگیرد کسانیکه مایل به این کار هستند می توانند با تلفن 09360743916تماس بگیرند یا با مراجعه به وبلاگ اينجانب كسب خبر نمايند دوست عزيز جسارتا از وب شما كمك گرفتم يكي بخاطر روحيه اي بود كه در شما سراغ داشتم واينكه وب پر مخاطبي داري بهرحال اگر به اين نتيجه رسيدي كه جايش در وبلاگ شما نيست وآنرا نمايش ندهيد نظرم در مورد شما عوض نميشود .

زیر سقف من و من..

اول اینکه خدا سایه ی پدرتون رو از سرتون کم کنه.. دوم اینکه تسلیت میگمانشالا خدا به همکارتون صبر بده..