گلبرگ بیست و یکم

الان درست 88 روزه که از شکستن پام گذشته و عملا" می تونم راه برم و وضعیت پام مساعدهنیشخند و دو روز دیگه هم مرخصیم تموم میشه و باید برم سر کار .. یکی از سمت هام امروز رسما" بهم برگردونده شد .. سمت آشپزی .. بله من امروز رسما" پشت اجاق گاز مستقر شدم و شروع کردم به درست کردن غذا .. راستش رو بخواین تو این مدت که پسرا غذا درست می کردن انصافا" بهتر از من بود آشپزیشون و شوشو هم این مطلب رو تأیید فرمودند و گفتند بچه ها خوشمزه تر از تو غذا درست می کنن منم گفت این پست شریف ارزونی شما و پسراتون زبانولی قبول ننمودند .. می دونید آخه من غذا رو به جهت رعایت سلامتی خونواده کم روغن و کم نمک درست می کنم نه اینکه آشپزیم بد باشه (کمی تعریف از خود) ولی خب بچه ها جوونن و این مطلب رو رعایت نمی کنن .. شوشو هم به واسطه اینکه سالهای سال ( چهار سال) ماشین ژیان داشته که ازش روغن می چکیده غدای روغنی رو خیلی دوست داره ... این پسر بزرگه هم خیلی آشپزی رو دوست داره و کلی وقتش رو برا دیدن برنامه های آشپزی صرف می کنه کلا" یا فوتبال می بینه و یا برنامه آشپزی ..فکر می کنم به جای اینکه مهندس می شد می تونست یک سرآشپز بشه و بره صنایع غذایی بخونه .. اینم یکی از اشکالات نظام تعلیم و تربیت کشورمونه که دانش آموز رو استعدادیابی نمی کنه یعنی بعد دوازده سال باید بتونه به دانش آموز و والدینش بگه که این بچه ی شما واسه چه کاری استعداد داره و اگه مثلا" فلان رشته رو بخونه موفقتر میشه .. این کاریه که تو اکثر کشورهای اروپایی انجام میشه ..بگذریم  حالا بعد این همه خونه نشینی و تنبلی کی میتونه از ساعت 7 صبح تا 2 عصر رو یکجا روی صندلی بشینه ؛  فکر کنم سخت باشه اولش ولی خب کاریش نمیشه کرد و باید راه رفتنی رو رفت ..لبخند   

/ 2 نظر / 3 بازدید
ساحل مهربانی

این نظام تعلیم و تربیت پر از اشکال هم اگه پیشنهادی بده بازم این خانوده ها قبول نمی کنن. هر چی میگذره داره بدتر هم میشه.و هر جایی که میرم پدر و مادر ها میگن بچه مون درسی بخونه که یه شغل خوب و پر درامد به دست بیاره ولی کار نکنه.(البته جسارت نشه)[قلب]