عمل و عکس العمل

واقعا" من نمی فهمم این مردا چی توی سرشون میگذره و چرا این مدلی خدا خلقشون کرده .. البته واضح و مبرهن است که همه عین هم نیستند و بسیار تفاوت هست در بین آدمها یه زمانی بود چندین سال پیش من معلم بودم در روستا ... وقتی که صبحی بودم که خُب تا ظهر می رسیدم و فوری غذایی رو که شب درست کرده بودم گرم می کردم و بقیه کارها رو هم تند تند انجام می دادم که شوشو یه وقت نگه نرو سرکار ..(آخه می دونید من خیلی از این که می رفتم سرکار خوشحال بودم ) و وقتی که ظهری بودم صبح غذا رو آماده می کردم سفره رو پهن می کردم براش متکا می ذاشتم و حتی کنار دستش کنترل تلویزیون و مجله می ذاشتم که یهو به زحمت نیفته ولی با همه ی اینها از میزان غرغرش کم نمیشد که هیچی بلکه توقعاتش هم سر به فلک می زد ولی من کم کم یاد گرفتم که باید با هرکسی مثل خودش رفتار کنی و عمل و عکس العمل باید به یک میزان باشه و در جهت عکس هم ... البته نصایح دوستم هم خیلی در این کشف مهم کمکم کرد من هم شدم یه مریم غرغرو و بدخلق ... ناراحتوقتی من شروع می کردم به اخم و غرغر اون به طرز عجیبی مهربون می شد و سعی میکرد که اوضاع رو کنترل کنه حالا صبح که میشه میره نون میخره و میاد من هنوز توی رختخوابم اگه قبلا" میشد کلی دعوا می کرد ولی الان میاد و با بوس من ُ بیدار میکنه و میگه پاشو صبحانه بخوریممژه .... باور کنید اون روحیه احترام و کرنش در مقابل همسر هنوز هم در من وجود داره ولی خوب جواب نمی ده توی این زندگی ... زبان من بی تقصیرم .. من مضمون این شعر رو  گرچه قبول ندارم ولی این شعر و مطلب رو مناسب دیدم که برای خنده اینجا بذارم امیدوارم که همه توی زندگیشون به یک آرامش و خوشبختی برسن و باید هر کسی بگرده دنبال راهی که به نتیجه مطلوب برسه به نظر من توی زندگی باید عشق و محبت حاکم باشه و طرفین از روی علاقه به هم احترام بذارن و به خاطر همین علاقه ی به هم اززمیزان توقعاتشون کم کنند و هر دو با رضایت خاطر مصر به ادامه زندگی باشن ....

مقدمه جدید گلستان سعدی
 

منت خدای را عزوجل که لذت زن را قند و عسل قرار داد. همو که  ازدواجش موجب محنت است و به طلاق اندرش مزید رحمت. هر لنگه کفشی که بر سر ما می خورد مضر حیات است و چون مکرر فرود آید موجب ممات. پس در هر لنگه کفش دو ضربت موجود و بر هر ضربت آخی واجب.

مرد همان به که به وقت نزاع

عذر به درگاه نساء آورد

ورنه زنش از اثر لنگه کفش

حال دلش خوب به جا آورد 

/ 2 نظر / 3 بازدید
صبورا

آخی عجب شوشویی شده ها[چشمک] حالا مهران کاملاَ برعکسه اصلاَ انگار دم حالات روحیشو به دم من بستن اگه من خوشحال باشم اونم سرحاله اگر من دپرس باشم به جای اینکه بیاد دلداری بده خودشم بداخلاق و عصبی و غرغرو می شه خلاصه که من هر جوری باشم اونم همون طوره!!!!!! به قول تو آدم نمی دونه تو مخ این مردا چی می گذره[خنده]