مادرشوهر

راستش ُ بخواهید من همیشه توی زندگی شخصی ام سعی می کنم از افرادی که دارای تجربه هستند استفاده کنم حالا توی هر زمینه ای باشه ... نشون به اون نشون که توی پستهای اولم نوشتم که بافتنی گیپوربافی رو از همون خانمی که سال اول خدمتم همخونه بودم رو یاد گرفتم البته با حیله و نیرنگ ..خجالتبا توجه به اینکه من در آینده ای نه چندان دور انشاء الله می خواهم مادر شوهر بشم دوست دارم ببینم عروسها از چه خصوصیت مادرشوهرا بدشون میاد و من سعی کنم اون کارها رو از همین حالا انجام ندم ( ولی خدائیش تا حالا ندیدم عروسی از خصوصیت مادرشوهری تعریف کنه ) نمی دونم والله شاید من تا حالا برخورد نکردم ... من فقط چند سالی خودم مادرشوهر داشتم خدابیامرزدش واقعا" خانم بود به تمام معنا .. بادرایت ، باسیاست ، تمیز و کاردان .. خوب داشتم از تجربیات صحبت می کردم و فرصت طلبی مریم خانم در جذب و نگهداری و ذخیره اطلاعات مربوط به مادرشوهر بودن .. الان عرض می کنم خدمتتون ...یه روز یکی از همکارام در باره مادرشوهرش داشت صحبت می کرد .. من هم سراپاگوش شدم ببینم چی میگه .. داشت می گفت خاک بر سر مادر شوهرم ...

من:‌چرا؟

همکارجان: آخه صبح زود میره نون می خره نمیگه دوتا نون بدم به عروسم بخوره بره سرکار ...

من با خودم اندیشیدم پس مادرشوهر باید اگه میره نون میخره به عروس جان هم بده تا خجسته بشه و دوست داشتنی .. این گذشت و من این تفکر رو بایگانی نمودم .. یه روز دیگه باز همکارجان داشت در باره مادرشوهر صحبت می کرد و من باز علاقه مند به یادگیری ...

همکارجان: خاک بر سر مادر شوهر...

من: واسه چی ؟

همکارجان: واسه اینکه سرصبح میره نون می خره میاد در می زنه و منُ از خواب بیدار میکنه واسه دوتا نون...

من: تعجب  هاج و واج موندم .. بهش میگه عزیزم بالاخره تکلیف مادرشوهرُ مشخص کن بدبخت نون بده نده هروقت دلت خواست نون بده آخه از کجا بفهمه تو الان دلت نون می خواد؟

نتیجه گیری : هر کاری مادرشوهر انجام میده به مذاق عروس خانم خوش نمی آد بنابراین فکر کنم هیچ کاری نکنه بهتره .. حالا اینُ بایگانی کردم ببینم تجارب بعدی چیه ؟

جدی نوشت : جدای از مطلب بالا که بیشتر جنبه شوخی داشت من فکر می کنم همه انسانها به کمک و همکاری و زندگی با دیگران احتیاج دارند .. همه ما روزی مادر زن ، مادر شوهر ، عروس و .. می شویم گاهی لازم و ضروری است که خود را در جایگاه دیگران بگذاریم و از دید آنان به مسائل بنگریم .. دیگران را همانطوری که هستند قبول کنیم و سعی نمائیم کمتر نقاط ضعف را دیده و بیشتر به نقاط قوت بپردازیم . زندگی شیرین و خوشایند خواهد شد اگه سعی کنیم جورِ دیگری ببینیم و مسائل را از تمام جوانب رصد کنیم ... زاویه دید هر شخصی با شخصِ دیگر متفاوت است ..

/ 7 نظر / 3 بازدید
همایون

سلام دوست خوبم نوشته بسیار جالبی بود این خصومت عروس و مادر شوهد نمیدانم کی تمام میشود؟... تشکر [لبخند][گل][گل][گل][گل][گل]

زیر سقف من و من

راستشو بخواین مادر شوهر من کار بدی که میکنه اینه که منو با خودش یا دخترش مقایسه میکنه و این خیلی زشته..من مطمئنم شما مادر شوهر خوبی میشید چون از الان به فکر این هستید که چطور با عروستون رفتار کنید.. اگه مادر شوهر با عروسش همونطور رفتار کنه که دوست داره مادرشوهر دخترش با دخترش رفتار کنه و یا عروسشو مث دخترش ببینه اونوقت دیگه دنیا گلستان میشه.. البته عروس هم باید ظرفیت داشته باشه..

خاله زنک

مریم جان در مورد قسمت اوا پستتون باید بگم با شناخت مختصری که با خوندن مطالب وبلاگتون از شما پیدا کردم فکر می کنم خانم فهمیده و روشن فکری هستید به نظر می رسه جوان هم باشید پس می تونید یه مادرشوهر خوب و ایده آل باشید خداییش مادر شوهر من نسبت به پدر شوهرم و دختراش و پسرش مثل یه فرشته بی آزاره اما وقتی رفتارهاشو با خاله و مامان خودم رفتار می کنم خداییش دلم می شکنه که چرا اینقدر سرد و بی تفاوت با من رفتار می کنه مثلا در مقابل مانتویی که دوخته بودم و توقع تحسین از مادرشوهرم داشتم پیش اقوامشون به من گفت حالا خوبه باز یه چیزایی سر هم می کنی می پوشی!!در حالی که هر کی اون لباس رو دید گفت که فکر می کرده حاضری باشه خوب نمی دونم آخه این چه مرضیه دور از جون شما که عروس رو این طوری خوار می کنن یا عقلشون نمی رسه(بنا بر ادعای همسرم)یا واقعا از خدا نمی ترسن

خاله زنک

مریم جان با افتخار به نام (مریم خانم)لینک شدید اگه عنوان دیگه ایی مد نظرتونه بفرمایید حتما اعمال میکنم موفق و سربلند باشد

خاله زنک

در خدمتم خانم به شرطی که عروسی دعوتم کنین[نیشخند]

آغا

علیک سلام خواهش میکنم انشا’لله که خیره؟ گرچه از آتش دل چون خم می درجوشم مهر برلب زده خون می خورم وخاموشم [گل]