خبرهای خوب در راهند

دوستان سلام برای یه مأموریت اداری دارم میرم تبریز .. تو این روزا اتفاقات جالبی رخ داد که فرصت نشد بیام بنویسم .. خلاصه اش اینکه اگه خدا بخواد دارم مادرشوهر میشم ..نیشخند هفته ی دیگه یکشنبه که از تبریز برگشتم همه چی رو میام مو به مو توضیح میدم .. دعا کنید همه چی خوب پیش بره .. مژه

زود نیست مادر شوهر بشم؟؟؟ یعنی تا چند سال دیگه مادربزرگ خواهم شد وای ننه من جوونم هنوز..چشمک

 

 

 

/ 12 نظر / 53 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیلا

سلام پیشاپیش مبارکهههههه چه مادر شوهر مهربونی بیش شما[گل]

لیلا

سلام پیشاپیش مبارکهههههه چه مادر شوهر مهربونی بیش شما[گل]

نرگس

چقدرخوبه مريم جون ميري تبريز خيلي شهر خوبيه وشيريني هاي خوبي هم داره .اي جانم مادرشوهر چقدرخوشحالم ايشالا هرچي خيره همون پيش بياد نه زود نيست اتفاقا با عروست كلي خوش ميگذروني وتا جواني با نوه هات حال ميكني ايشالا زود بيا برامون تعريف كن سفرت بي خطر مريم جون

سمیرا

سلام مریم جون پس بلاخره رسید اون روز چ عروس خوشبختی ک مادر شوهرش شما باشید خوشبخت بشند انشالله

زهرا

سلاااااام انشاالله به سلامتی.انشالله ماهم به زودی یه عروس خوب برای این داداشمون بگیریم.اگه بشه انشاالله یکی از بزرگترین دغدغه های ذهنیتون رفع میشه.

Rojin

به سلامتی با خبرهای خوش برگردین

مریم

سلام چقد خوبه مادرشوهرجوون داشته باشی یه مادرشوهر38 ساله مبارکه خانمی .خداکنه اون عروس خوشبخت قدرتون رو بدونه واز تجربیات خوبتون استفاده کنه

مریم

منم خودم مادرشوهرم عزیزم .عروسم خیلی دختر خوبیه فقط پسرم بعضی وقتا مدیریت درستی نداره .ولی خوبهتا جوونی عروس ودوماد داشته باشی اینجوری وقتی باهاشون هستی حرفی برا گفتن داری ححوصلهشون میشه .بازم آرزوی خوشبختی دارم برا آقاپسروعروستون .خیلی مشتاقم بیایین تعریف کنین برامون

آشتی

سلام. اییییییییییی جوووووووووووونم. بالاخره کار خودتو کردی. به حق علی خوشبخت بشن. ای خدا شکرت. خب بیا بگو زودتر دیگه. البته که زوده مادربزرگ بشی. ولی زود از چه نظر. تا دست و پا داری با نوه هات بدو و بازی کن و حالشو ببر. کی گفته مادربزرگ باید پیر باشه و نتونه راه بره و به نوه هاش نخودچی بده. اتفاقا مادربزرگ باید پا به پای نوه ها بدوه و بازی کنه. اونوقت اگه اون نوه ها از خونه ات رفتند بیرون، من اسممو میذارم حاج صفدر!