سربازی

چنان قحط سالی شداندر دمشق   که یاران فراموش کردند عشق چنان آسمان بر زمین شد بخیل   که لب تر نکردند زرع و نخیل بخشکید سرچشمه‌های قدیم   نماند آب، جز آب چشم یتیم نبودی بجز آه بیوه زنی   اگر برشدی دودی از روزنی چو درویش بی برگ دیدم درخت   قوی بازوان سست و درمانده سخت نه در کوه سبزی نه در باغ شخ   ملخ بوستان خورده مردم ملخ در آن حال پیش آمدم دوستی   از او مانده بر استخوان پوستی وگرچه به مکنت قوی حال بود   خداوند جاه و زر و مال بود بدو گفتم: ای یار پاکیزه خوی   چه درماندگی پیشت آمد؟ بگوی بغرید بر من که عقلت کجاست؟   چو دانی و پرسی سوالت خطاست نبینی که سختی به‌غایت رسید   مشقت به حد نهایت رسید؟ نه باران همی آید از آسمان   نه بر می‌رود دود فریاد خوان بدو گفتم: آخر تو را باک نیست   کشد زهر جایی که تریاک نیست گر از نیستی دیگری شد هلاک   تو را هست، بط را ز طوفان چه باک؟ نگه کرد رنجیده در من فقیه   نگه کردن عاقل اندر سفیه که مرد ارچه بر ساحل است، ای رفیق   نیاساید و دوستانش غریق من از بی نوایی نیم روی زرد   غم بینوایان رخم زرد کرد نخواهد که بیند خردمند، ریش   نه بر عضو مردم، نه بر عضو خویش یکی اول از تندرستان منم   که ریشی ببینم بلرزد تنم منغص بود عیش آن تندرست   که باشد به پهلوی رنجور سست چو بینم که درویش مسکین نخرد   به کام اندرم لقمه زهرست و درد یکی را به زندان بری دوستان   کجا ماندش عیش در بوستان؟

/ 8 نظر / 17 بازدید
زهرا

سلام انشالله که پسرتون به سلامتی برن و برگردن.[لبخند] واقعا آدم داغون میشه این چیزا رو میبینه.[ناراحت]

نرگس

اميدوارم خدا بهمون كمك كنه تا هميشه دست گير باشيم وبه هم ميهنامون كمك كنيم . جاي پسر عزيزت سبز ايشالا كه صحيح وسالم به اتمام برسه سربازيش

Doost

درود بر شما بانوی دلسوز و فهیم.عبادات شما قبول حق باشه .برای شما و خانواده آرزوی سلامتی‌ و آرامش دارم.

سمیرا

سلام مریم بانو حالتون خوبه؟ انشالله سربازی پسرتون به سلامتی به پایان برسه

یک زن خانه دار معمولی

هضم و درک این موضوع خیلی سخته که مادر باشی و چیزی نداشته باشی بدی به بچه هات,مخصوصا در این ماه روزه,اگه به فکر همدیگه نباشیم دیگه نمیتونیم بگیم در کشور اسلامی زندگی مبکنیم و اسممون مسلمونه

سمیرا

ممنون مریم جون بدک نیستم گیج موندم نمیدونم این روزا کی تموم میشه خوابای وحشتناک ، اشکای همسرم ،دیدن سیسمونی دخترم و آرزوهای دفن شده... خیلی دردناکه فقط میتونم بگم خدا نصیب کافر هم نکنه دیگه همون سمیرای سابق نیستم همون دختر شیطون من ی مادر داغدارم مریم جون نمیتونم لبخند بزنم حتی به زور شبا دلهره و ترس همه ی وجودمو میگیره تنم میلرزه همش احساس میکنم الانه از بیمارستان زنگ بزنند و بگند دخترت فوت شد من هنوز برام هضم نشده که دخترم یه ماهه تو دل قبرستون تخت گرفته خوابیده ...

با سلام امیدوارم پسران گلتون در صحت و سلامت باشن من از خوانندهای وبلاگتون هستم ولی وبلاگ ندارم از شما یه راهنمایی میخوام با توجه به شغلتون که فکر میکنم اموزش و پرورشی باشین خواستم بپرسم برای ثبت نام دخترم برای دوره امادگی مهد کودک بهتره یا مدرسه اگه منو راهنمایی کنین ممنون میشم اخه از مهر ماه منم باید برم سر کار مهد برام راحتره میخوام بدونم اموزش توی مدرسه و مهد در یه سطح هست یا نه مرسی

ترانه

ممنون از راهنماییتون