آش پشت پا

سلام به دوستان گلم.. روزگارتون پر از شادی و مهربانی هست؟؟ دلاتون خرسنده؟؟ لباتون خندونه ؟؟ الهی که باشه .. روزه و نمازهاتون مقبول حضرت حق .. خداییش روزه گرفتن در این ماه از فصل خیلی سخته ..روز اول پسر بزرگه از سر کار که اومد گفت من دیگه روزه نمی گیرم مردم از تشنگی و .. منم گفتم باشه نگیر می دونستم که فقط تشنه شده داره غر می زنه گفتم امشب بیدارت نمی کنم گفت خوب می کنی .. موقع خوابیدن گفت مامان سحری بیدارم کنیا اگه تشنه شدم افطار می کنم منم گفتم باشه .. گفتم اگه قرار باشه آدم روزه بگیره تشنه نشه گرسنه نشه که آزمون محسوب نمیشه .. باید تحمل کنی .. هیچوقت بچه هاتون رو به کاری مجبور نکنید در فرصت مناسب فلسفه ی کار رو براشون تشزیح کنید اونا به عنوان یه انسان عاقل می تونن تصمیم بگیرن و ما باید به تصمیمشون احترام بزاریم .. منتهی باید از راهش وارد شین .. پسر کوچیکه شب اول زنگ زد که مامان غذا اینجا خیلی بده اصلاَ نمیشه خورد .. کلاهم رو کسی برداشته منم گفتم خب باید روش می نوشتی و مراقب می شدی ..حالا هم عیبی نداره برو یه کلاه بخر واسه خودت مژهدر همین حین صحبت بزرگه گوشی رو از من گرفت به داداشش میگه این که غصه نداره تو هم برو کلاه یکی دیگه رو بردار غش غش هم می خنده میگه واقعاَ ا.. بچه است اینا رو که نباید بگه .. خیلی ناراحت شدم گفتم چرا اینجوری میگی کار درستی نیست نباید دزدی یادش بدی .. همینجوری که می خندید گفت تو سربازی همینجوریه .. یه چیز گم میشه آدمای زرنگ مال بقیه رو بر می دارن تا نوبت میرسه به یه آدم مظلوم بعد تو پادگان مظلومه شناسایی میشه و افسر نگهبان به همه می سپره که هواشو داشته باشن ..ولی به نظر من کار درستی نیست و کلی ازش دلخور شدم که به کوچیکه اینا رو یاد نده .. فوقش میره یه کلاه می خره نباید به خاطر چیزای الکی اصول رو زیر پاش بذاره و ..  دیگه اون شب سحری اصلا نتونستم بخورم یعنی به غذا که نگاه می کردم یاد کوچیکه میفتادم اشک تو چشام جمع می شد .. دیگه فقط یه چای خوردم و خوابیدم .. روز بعد عصر پایین خوابیده بودم دیدم بزرگه داره با تلفن یواش صحبت می کنه داشت داداشش رو نصیحت می کرد که اونجا که رفتی اسمش پادگانه و تو هم سربازی این مسایل همیشه هست نباید به مامان بگی و نگرانش کنی .. به خودم زنگ بزن من حلش می کنم و ..منم به روی خودم نیاوردم .. روز بعد که زنگ زد میگه مامان خیلی غذاهاش بهتر شده و خیلی خوبه اینجا و .. مغازه همسر رو به آفتابه و کارش هم تعمیر ماشینه که اغلب دم در مغازه انجام میگیره وقتی میاد خونه خیس آبه بهش میگم تو مجوز داری می تونی روزه نگیری میگه نه میگیرم .. خداییش امسال هوا خیلی گرمه و روزه گرفتن طاقت فرساست .. من که زیر کولرم بی حال و تشنه میشم دیگه اونا حق دارن .. برای پسر بزرگه وقتی رفت سربازی آش پشت پا پختم الانم برای کوچیکه باید بپزم .. به همسر گفتم یه ده کیلو سبزی آش بگیره که امروز صبح زنگ زد خریده .. ساعت هشت صبح من اداره ام زنگ زده من سبزی خریدم حالا چکار کنم گفتم خب من چه می دونم من اداره ام ببر خونه یا در صورت امکان بده کسی تمیزشون کنه .. دیگه امروز عصر حبوباتش رو هم تمیز کردم و خیسوندمشون که ان شاء الله فردا صبح سحر بزارم بپزه .. سبزیها هم که تمیز شدن دیگه کار خاصی نمونده به خواهر شوهر سومی زنگ زدم که بیاد کمک کنه آشپز خوبیه و با سلیقه است .. حیف نمیشه به صورت مجازی برای تک تکتون آش بفرستم ولی عکسش رو اینجا می ذارم .خجالت همیشه فکر می کردم اگه یه پسر و یه دختر داشتم خیلی خوب بود و اینهمه با هم کل کل نمی کردن و قدر همو می دونستن و به هم کمک می کردن در مواقع بحران ولی الان خیالم راحت شد که این دو تا می تونن تکیه گاه خوبی برای هم باشن حالا اگه مُردَم هم خیالم راحتهنیشخند این روزا خیلی من کم خوابی میکشم اصلاً هلاک میشم از بیخوابی .. بعد افطار تا جمع و جور می کنم و سحری می پزم میشه ساعت یک بعد باز سه بیدار میشم باز تا می شورم و تمیز می کنم میشه چهار و نیم .. صبح هم که هشت میرم سر کار .. عصرا هم باید باز افطاری بپزم قرآن بخونم دیگه خوب نمی تونم بخوابم .. ببخشید اگه دیر به دیر به روز می کنم .. خُب دیگه من برم افطاری حاضر کنم که الان این مسئله شوخی بردار نیست ..چشمک

/ 6 نظر / 43 بازدید
نیاز

سلام عزیزم میشه یه روزی منم مث شما مادر خوبی شم؟ البته از الان دارم سعی میکنم به ناز پسر یاد بدم اصول رو زیر پا نزاره حتی اگه به ضررش باشه راستی من دوست دارم سه تا پسر داشته باشم یعنی میشه؟[بغل][رویا][رویا][رویا][رویا]

آشتی

سلام عزیز دلم.جاش خالی نباشه. ایشالا آش خوبی هم میشه. آره خوبه داداشها به داد دل هم برسند. اصلا فلسفه دو تا بچه همینه دیگه. که تنها نمونند. ایشالا سایه شما و همسرت رو سرشون باشه همیشه. عبادتهاتونم قبول باشه.

موژان

سلام عزیزم جای پسر گلت خالی نباشه امیدوارم هر چه زودتر سربازیش تموم بشه تا شما هم خیالت راحت بشه عزیزم

سپیده

خدانگهدار پسرتون باشه.... جاش خالی نباشه

نرگس

طاعلتت قبول جاي پسر گلت هم سبز ايشالا هميشه سلامت باشي وسايت برسر عزيزانت واقعا همين كه همجنس هستن خيلي بهتره هواي همو بيشتر دارن تا يه دختر ويه پسر .دستت هم دردنكنه بابت اش ايشالا شام روسيشون