بخشش لازم نیست اعدامش کنید

سلام دوستان گلم خُب بهتره هیچی نگم و در سکوت مطلب بنویسم عذرخواهی هم می دونم فایده ای نداره خیلی دیر به دیر می نویسم و خودم هم از این وضعیت ناراحتم .. وقتی بچه بودم مثلا راهنمایی دبیر ادبیات می خواست ارزش گذاشتن ویرگول رو در جمله توضیح بده می گفت به این جمله توجه کنید بعد پای تخته می نوشت:بخشش لازم نیست اعدامش کنید .. خُب اگه ویرگول رو بعد بخشش بزاریم یه معنی میده و اگه بعد نیست بزاریم یه معنی دیگه و تفاوت معانی بهای جون یه انسانه حالا خواهش می کنم ویرگول رو بعد بخشش بزارید و به بزرگی خودتون منُ ببخشید .. نمی دونم این روزها وقتم چطوری می گذره به هیچ کاری نمی رسم .. یه گروه خانوادگی داریم با دختر عموها و خواهر برادرا حداقل اونجا یه سلامی و علیکی می کردم از وقتی عروس گرفتم نرسیدم حتی پیامهاش رو بخونم دختر عموم زنگ زده میگه مریم زنده ای، سنگین بودی سنگینتر شدیا چرا سر نمی زنی ؟؟ گفتم باشه .. روزا میان و میرن آخرین روزهای تابستون هم داره سپری میشه عصرا بیشتر به حرف زدن با پسرها می گذره خُب گاهی عروس خانم هم تشریف دارن خیلی دختر مودب و موقر و خوبیه .. من که از بودنش لذت می برم .. شادی به خونمون آورده و امیدوارم قدرش رو بدونیم و نزاریم لبخند از لباش محو بشه .. کارهای پاییزی هم کم و بیش شروع شده .. دیروز همسر آبلیمو گرفته بود دیگه ریختم تو کیسه آبش جدا شد بعد ریختم تو شیشه های آبلیمو و گذاشتمشون تو یخچال زیرزمینی که به مرور استفاده شه .. یه جعبه گوجه فرنگی هم خریده بود که گوجه شور گذاشتم .. باید کم کم تمیزکردن خونه ها رو هم شروع کنم از این به بعد در و پنجره ها بسته می شن و لازمه یه خونه تکونی اساسی انجام بدم ..آنقدر کارهای هر روزه تکراریه که نوشتنش اصلا فایده ای نداره .. این هفته دو تا عروسی داریم شاید یه کم تنوع بشه .. عروسی پسرعموم و عروسی نوه ی خاله بزرگم .. دیشب خونه ی داداش بزرگم دعوت بودیم باورش نمی شد دختر خاله دخترش رو عروس کرده باشه آخه با دختر خاله همبازی بودن میگه اِ اِ ... یعنی به همین زودی جوونی تموم شد؟؟ صاحب عروس و دوماد میشیم و بعد تموم ؟؟ .. خُب برادر من دنیا همینه یه عده میان یه عده دیگه باید برن .. تا بوده همین بوده نیشخند هفته ی پیش رفتیم برا پسر بزرگه یه یخچال ساید خریدیم نمی دونم قراره ارزون بشه همه چیز و یا نه ؟ هیچی توی این مملکت حساب و کتاب نداره .. پسر کوچیکه هم داره تو کلاس های تئوری شرکت می کنه و باید اول مهر بره مدرسه تدریس کنه .. البته من دارم رایزنی می کنم که تو قسمت اداری این دو سال رو نگه دارن .. تا ببینیم خدا چی می خواد؟ دیگه همینا چشمکاومدنم با نبومدنم هم فرق چندانی نداره حرفی برا گفتم ندارم .. تا درودی دیگر بدرود ...

/ 4 نظر / 53 بازدید
Doost

عزیزم, نوشته‌هات در عین سادگی پر از حال و هوای زندگی‌ و انرژی هست،همین چیز‌های روز مره یعنی‌ زندگی‌. از صفا و صمیمیت نوشته‌هات لذت می‌برم،امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشید.

نرگس

سلام مريم جون چقدر خوبه كه شادي اورده به خانتون كلا دخترها جورو يكم تغيير ميدن خدارو شكر كه خوشي برقاره اميدوارم هميشه خوش وخرم باشي تو كارهاي پاييز كمك خواستي بگو در خدمتم .عروسي خوش بگذره مريم جون

نرگس

سلام ایشالا هر جا هستی دلت خوش ولبت خندون باشه